خوانش یک صفحه از کتاب «اسم تو مصطفاست»
زرنگ
«جوان تودلبرویی بود. آدم لذت میبرد نگاهش کند. من واقعاً عاشقش بودم. واقعاً عاشقش بودم. آن وقت این جوان را چون ما راه نمیدادیم [به سوریه] بیاید، رفت مشهد در قالب فاطمیون به اسم افغانی ثبتنام کرد و خودش را رساند اینجا. زرنگ به این میگویند! به ما و امثال ما و کسان دیگر نمیگویند زرنگ. زرنگ آنی نیست که بهدنبال مال جمعکردن و دنبال گولزدن مردم است. زرنگ و باذکاوت کسی است که این فرصتها را اینطور به دست میآورد و بالاترین بهره را از آن میبرد. به این میگویند زرنگ ... امثال سیدابراهیم، با شکل سیدابراهیم، در خیابانهای تهران خیلی زیاد است. آن چیزی که سیدابراهیم را عزیز کرد و به این نقطه رساند، این راه است ... .»
nojavan7CommentHead Portlet